|
تنها شاهد اشک های شبانه ام همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند همیشه بالش سکوت را زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم تا کسی صدایم را نشنود اما تو تو که از گریه های پنهانی من با خبری چه کنم گاهی همین گریه های گهگاه جای خالی تو را در غربت ترانه هایم پر می کند باور کن!
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد .
عشق عاشقان را ديوانه مي کند بر سر کوچه نگهبان مي کند
سلام ای آشنا... سلام یادگار لحظه های قرمزی که نور همسفری در روزهای بارانی همصدای پرستوهای پشت پرچین خوب یادم هست تو همیشه زبان گلها را به راحتی می فهمیدی دستهای خون گرم را در دستت می گرفتی و تا بی نهایت جلو می رفتی و خاک باران را به زیبایی لمس می کردی جای پای بنفشه ها را می بوسیدی و رد پای شقایق ها را می گرفتی و آنقدر می رفتی تا به باغ شکفتن برسی و ان وقت هم صدا با قناری ها سرود زندگی رو می خواندی کاش می دانستم زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمرده شدن نیست زندگی جنبش و جاری شدن است از تماشاگر آغاز حیات است تا جایی که خدا می داند & به دادم برس ای اشک & & دلم خیلی گرفته & & نپرس از کی گرفته & & نپرس از چی گرفته & & کسی که وقت رفتن & & دوباره عاشقم کرد & & من را آباد کرد و خودش ویرون شد از درد &
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستانم بنشیند آرام گل بگو،گل بشنو هر کسی می خواهد داخل کلبه پر عشق و صفامان گردد یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سرخ می نویسم: ای یار،خانه دوستی ما اینجاست تا دگر کسی نپرسد ((خانه دوست کجاست)) |
About![]()
من با قرمزی خونم صحبت می کنم
Home
|